The Quarterly Journal of Philosophical Investigations

نوع مقاله : مقاله علمی- پژوهشی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

2 کارشناس ارشد ادبیات انگلیسی- گروه زیان و ادبیات انگلیسی- دانشگاه شهید مدنی آذربایجان- تبریز-ایران

10.22034/jpiut.2021.47628.2949

چکیده

آیلین فیلیپسون، جامعه شناس اهل کالیفرنیا، معتقد است که اریک فروم دومین روانکاو پرخواننده پس از فروید است. فروم دربارۀ» نکروفیلی»، عشق به مرگ، و »بیوفیلی»، عشق به زندگی، بحث می‌کند. و همچنین »حالت بودن» یعنی پذیرش حالت بودن، و »حالت داشتن» یعنی میل به داشتن بیشتر، بحث می ‌کند که جهت گیری فرد را به شخص بهتر بودن یا داشتن بیشتر نشان می‌دهند. مقالۀ حاضر با استفاده از نظریه‌های فروم که در آثار متأخرش منعکس شده است، به مطالعۀ موردی رمان »مرگ ایوان ایلیچ» (1886/2009) اثر تولستوی می‌پردازد. دو گروه از پژوهشگران در رابطه با اینکه آیا ایوان ایلیچ، شخصیت اصلی داستان، در نهایت دچار تغییرات مثبت یا منفی می شود، به بحث و گفتگو پرداخته‌اند. به کمک نظریه‌های فروم، استدلال ما این است که ایوان ایلیچ در اواخر عمر خویش، دستخوش تغییرات مثبت می‌شود. این مهم حاصل کنار گذاشتن » نکروفیلی» و در برگرفتنِ »بیوفیلی» و همچنین با کنار گذاشتن »حالت داشتن» و پذیرش »حالت بودن» است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Fromminan Biophilic Ethics in Tolstoy’s The Death of Ivan Ilyich

نویسندگان [English]

  • Ahad Mehrvand 1
  • Naser Kermatfar 2

1 Associate professor of English literature, Department of English language and Literature, Azarbaijan Shahid Madani, Tabriz , Iran

2 MA in English Literature, Department of English Language & Literature, Azarbaijan Shahid Madani University, Tabriz, Iran

چکیده [English]

Ilene Philipson, the Californian born sociologist and licensed psychologist, asserts that Erich Fromm is the second widely read psychoanalyst in the world standing after Freud. Fromm discusses “necrophilia”, love of death, and “biophilia”, love of life. He also studies “being mode” and “having mode”, one’s general orientation toward being a better person or toward having more, respectively. This paper is the case study of Tolstoy’s novella The death of Ivan Ilyich (1886/2009) in light of Fromm’s insights as reflected in his later works. There are two opposing views arguing if Ivan Ilyich, the protagonist, eventually changes for better or worse. Invoking Fromm’s theories, we argue that Ivan Ilyich undergoes positive changes toward the end of his life which are actualized through the protagonist’s departure from necrophilia and conversion to biophilia. In this sense, it is also argued that Ivan casts “having mode” to embrace that of “being” to be a better person.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Tolstoy
  • Erich Fromm
  • Necrophilia
  • Having mode
  • Being Mode
  • Biophilic Ethics
CAPTCHA Image