در باب فلسفه معاصر ایران

نوع مقاله : مقاله علمی- پژوهشی

نویسندگان

1 استاد دانشگاه تبریز

2 سردبیر نشریه پژوهشهای فلسفی

چکیده

ایران بهره مند از میراث فلسفی کلاسیک ویژه خود یعنی جریان‌های فلسفی(مشایی و اشراقی و صدرایی) و حتی به نظر برخی، مکاتب فلسفی کلاسیک خود (مکتب خراسان، شیراز و تبریز و اصفهان و...) است. اما ایران در دوره اخیر و در سایه مواجهه نظری و فلسفی با مدرنیته و فلسفه‌های جدید، شاهد ظهور زمینه‌ها ظرفیت‌های جدید و به تبع آن تاملات و مطالعات و تحقیقات فلسفیِ متفاوت و متمایزی از سنت فلسفیِ خود بوده است. ایرانیان در صد و اندی سال اخیر، به موضوعات و مسایل و روش‌ها و رویکردهای فلسفیِ متفاوتی روی آورده‌اند. آنچه در باب وضعیت فلسفی ایران معاصر آشکار است آن است که ایران معاصر در حال از سر گذراندن تجربیات فلسفی جدیدی است و در حال و هوای فلسفی جدیدی قرار گرفته است. از جهت سلبی، می‌توان به روشنی ادعا کرد که ظرفیت‌ها، موضوعات، مسایل، مباحث نو، تجربیات و حال و هوای جدید فلسفی، عینا و/ یا کلا، امکان تطبیق، گنجایش و اندراج در میراث و سنت فلسفی یا تاویل به آن را ندارند. اما از جهت ایجابی، به نظر می‌رسد که وقت آن است تا زمینه طرح حوزه‌ای مستقل به نام فلسفه معاصر ایران فراهم آید. اما اذعان به این وجه اخیر و ایجابی، مستلزم طرح و پاسخ به پرسش‌هایی اساسی است از قبیل اینکه: اولا معنا و محتوا و مصداق و حدود و... این حال و هوا و تجربه جدید فلسفی چیست؟ ثانیا آیا می‌توان از امکان و بنیادگذاری چیزی نو و متمایز از میراث فلسفی به نام فلسفه معاصر ایران سخن گفت؟ این مقاله به عنوان یک درآمد، عهده دار پرداختن به دو وجه فوق و پاسخ تفصیلی به سوالات مذکور است. این مقاله با معنی داری و امکان حوزه و مجموعه‌ای مستقل و فلسفی با نام فلسفه معاصر ایران موافق است. به نظر می‌رسد که پروبلماتیکِ سنت و تجدد در ادامه به پروبلمِ فلسفه معاصر ایران انجامیده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

On Contemporary Philosophy of Iran

نویسندگان [English]

  • Masoud Omid 1
  • Muhammad Asghari 2
1 Professor of Philosophy, University of Tabriz
2 Editor in chief of Journal of Philosophy Investigations
چکیده [English]

ایران بهره مند از میراث فلسفی کلاسیک ویژه خود یعنی جریان‌های فلسفی(مشایی و اشراقی و صدرایی) و حتی به نظر برخی، مکاتب فلسفی کلاسیک خود (مکتب خراسان، شیراز و تبریز و اصفهان و...) است. اما ایران در دوره اخیر و در سایه مواجهه نظری و فلسفی با مدرنیته و فلسفه‌های جدید، شاهد ظهور زمینه‌ها ظرفیت‌های جدید و به تبع آن تاملات و مطالعات و تحقیقات فلسفیِ متفاوت و متمایزی از سنت فلسفیِ خود بوده است. ایرانیان در صد و اندی سال اخیر، به موضوعات و مسایل و روش‌ها و رویکردهای فلسفیِ متفاوتی روی آورده‌اند. آنچه در باب وضعیت فلسفی ایران معاصر آشکار است آن است که ایران معاصر در حال از سر گذراندن تجربیات فلسفی جدیدی است و در حال و هوای فلسفی جدیدی قرار گرفته است. از جهت سلبی، می‌توان به روشنی ادعا کرد که ظرفیت‌ها، موضوعات، مسایل، مباحث نو، تجربیات و حال و هوای جدید فلسفی، عینا و/ یا کلا، امکان تطبیق، گنجایش و اندراج در میراث و سنت فلسفی یا تاویل به آن را ندارند. اما از جهت ایجابی، به نظر می‌رسد که وقت آن است تا زمینه طرح حوزه‌ای مستقل به نام فلسفه معاصر ایران فراهم آید. اما اذعان به این وجه اخیر و ایجابی، مستلزم طرح و پاسخ به پرسش‌هایی اساسی است از قبیل اینکه: اولا معنا و محتوا و مصداق و حدود و... این حال و هوا و تجربه جدید فلسفی چیست؟ ثانیا آیا می‌توان از امکان و بنیادگذاری چیزی نو و متمایز از میراث فلسفی به نام فلسفه معاصر ایران سخن گفت؟ این مقاله به عنوان یک درآمد، عهده دار پرداختن به دو وجه فوق و پاسخ تفصیلی به سوالات مذکور است. این مقاله با معنی داری و امکان حوزه و مجموعه‌ای مستقل و فلسفی با نام فلسفه معاصر ایران موافق است. به نظر می‌رسد که پروبلماتیکِ سنت و تجدد در ادامه به پروبلمِ فلسفه معاصر ایران انجامیده است.

کلیدواژه‌ها [English]

  • تاریخ فلسفه ایران
  • مدرنیته فلسفی
  • مواجهه فلسفی با مدرنیته
  • آگاهی فلسفی جدید
  • مسایل فلسفی جدید
  • جریان‌های فلسفی جدید
CAPTCHA Image