The Quarterly Journal of Philosophical Investigations

نوع مقاله : مقاله علمی- پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)

2 هیئت علمی/دانشگاه بین المللی امام خمینی

3 استادیار دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین

4 گروه فلسفه و حکمت دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)

10.22034/jpiut.2021.44504.2761

چکیده

هایدگر با بازتعریف فوسیس و پسوخه ارسطویی در مقام انتقاد از علم تجربی و علم‌گرایی برمی‌آید که بر ساحات مختلف انسان و از جمله فلسفه سایه افکنده بود. از خلال این تفسیر‌ها و انتقادات، می‌توان نظرات وی را درباره آگاهی استخراج کرد
وی اظهار می‌کند که معنای فوسیس در زبان یونانی «وجود به ما هو وجود» است و با «صورت» که تغییر پیوستار را نشان می‌دهد، رخ عیان می‌کند. صورت که خلاء دوگانه علت فاعلی و علت غایی را برای فوسیس پر می‌کند در حقیقت همان آگاهی است. آگاهی که هایدگر از آن با «تجربه‌ی زیسته‌» یاد می‌کند، دارای لایه‌های مختلف رفتاری-ادراکی، اجتماعی و پیشا-شخصیِ از قبل معنادار است. هایدگر بیان می‌کند که علم با عینی سازی تجربیات، وجهه‌ی غیر عینی تجربه‌ی زیسته را از بین می‌برد. در نظر او، تجربه زیسته خود نمی‌تواند مورد مطالعه علم قرار گیرد. بنابراین علمی با موضوع آگاهی به ما هو آگاهی غیرممکن است، زیرا وقتی آگاهی به موضوع مطالعه‌ی علم تبدیل شود، دیگر آگاهی نیست.
هایدگر در تفسیر پسوخه به عنوان آگاهی از اصطلاحات مختلفی همچون صورت، حق، لوگوس و مقوله استفاده و بیان می‌کند که آگاهی در تمام این اصطلاحات شامل یک دوگانگی است که همواره ارتباط آن با امر خارجی حفظ می‌شود.
به نظر می‌رسد آگاهی برای هایدگر با هستی گره خورده است و وی همواره بر این نکته تاکید می‌کند که آگاهی همان ارتباط با انسان یا دازاین با خارج است و هر چه از این ارتباط برداشت شود، در مرحله دومی است که علم از جمله‌ی آن است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Examining nature of consciousness through Heidegger's Interpretations of φυσις and Ψυχη and His Criticisms of Scientism

نویسندگان [English]

  • husain azadmanjiri 1
  • Majid Mollayousefi 2
  • Mohammadhasan Heidari 3
  • Mohammad Sadegh Zahedi 4

1 Ph.D candidate of Islamic Philosophy and Theology of Imam Khomeini International University

2 Associate Professor/Imam Khomeini International University

3 -

4 Associant professor/Imam Khomeini International University

چکیده [English]

By giving a new definition of Aristotle’s φυσις and Ψυχη Heidegger criticizes science and scientism. Through these interpretations and criticisms, we can infer his opinions about consciousness. Heidegger translates φυσις as “Being itself” and maintains that it is expressed by μορφη that demonstrate a change in the spectrum. The μορφη, indeed, is the consciousness, which is also referred to as lived experience by Heidegger. It has different layers namely behavioral-perceptional, social, and pre-personal layers. He argues that by objectifying experiences, science eliminates the non-objective aspect of lived experience. It is not possible for science to study lived experience. Therefore, a science of the consciousness about the nature of consciousness is not attainable; because, consciousness is no longer consciousness when it becomes the subject of scientific examination.
Heidegger rents different terms to interpret consciousness such as μορφη, truth, λόγος, and categories. He argues that consciousness in all these terms includes a duality that its relationship with an external affair is preserved.
It appears that consciousness, φυσις and Being are intertwined in Heidegger’s viewpoint. He emphasizes that consciousness is man or Dassin’s connection with the external world and whatever inferred from this connection, including science, is of second order.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Consciousness, &phi
  • &sigma
  • &iota
  • &sigmaf
  • , &Psi
  • &upsilon
  • &chi
  • &eta
  • , lived experience, Scienc
CAPTCHA Image