The Quarterly Journal of Philosophical Investigations

نوع مقاله : مقاله علمی- پژوهشی

نویسنده

دانشیار فلسفۀ پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی

10.22034/jpiut.2021.46859.2889

چکیده

این که آیا اشیاء دارای جوهری هستند یا خیر، همواره موردنظر فیلسوفان بوده است. اساس‌گرایی یکی از نظریه‌‌های شناخته شده در متافیزیک تحلیلی معاصر است؛ جریانی که تلاش دارد بعد از تبعید فلسفه از ساحت علم، بار دیگر فلسفه را به این ساحت بازگرداند و بجای آنکه به رویکردهای پیشین تعهد داشته باشد، مفاهیم فلسفی را بر اساس رویکردهای جدید تجربی خاصه در فیزیک جدید بازتعریف کرده و مورد استفاده قرار دهد. در این سیاق، اساس‌گرایی به‌عنوان یکی از تلاش‌ها، سعی دارد ساختار شیء را بر مبنای دو مؤلفه جوهر و کیفیات تحلیل کند. این نظریه با معرفی جوهر اشیاء به‌عنوان اساس، در رویکردی تجربه‌گرایانه کیفیات را معرفی کرده و تبیینی از اشیاء‌ انضمامی ارائه می‌کند. در مقابل، نظریه دسته‌ای از منظری وجودشناختی با انکار اساس، اشیاء انضمامی را صرفاً تشکیل شده از کیفیات می‌داند و فرایند دسته (خوشه) شدن این کیفیات را تبیین کرده است. این نوشتار درصدد است ضمن تشریح این دو نظریه و داوری در باب استدلال‌های آن‌هل علیه یکدیگر، به‌نحو ضمنی نشان دهد فیزیک جدید نه تنها در فرض هستنده‌های نامشهود برای تبیین ساختار وجودی اشیاء انضمامی به فلسفه نیاز دارد بلکه این علم برای فراتر رفتن از سطح کیفیات و پدیدارها و استفاده از مفاهیم تخصصی خود برای ارائة تصویری جهان پیرامون، به فلسفه نیاز دارد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

نظریه اساس در بوته نقد؛ فیزیک- فلسفه جدید اشیاء را چگونه به تصویر می‌کشند؟

نویسنده [English]

  • Reza Mahoozi

Associate Professor of philosophy in Institute for Social and Cultural Studies

چکیده [English]

این که آیا اشیاء دارای جوهری هستند یا خیر، همواره موردنظر فیلسوفان بوده است. اساس‌گرایی یکی از نظریه‌‌های شناخته شده در متافیزیک تحلیلی معاصر است؛ جریانی که تلاش دارد بعد از تبعید فلسفه از ساحت علم، بار دیگر فلسفه را به این ساحت بازگرداند و بجای آنکه به رویکردهای پیشین تعهد داشته باشد، مفاهیم فلسفی را بر اساس رویکردهای جدید تجربی خاصه در فیزیک جدید بازتعریف کرده و مورد استفاده قرار دهد. در این سیاق، اساس‌گرایی به‌عنوان یکی از تلاش‌ها، سعی دارد ساختار شیء را بر مبنای دو مؤلفه جوهر و کیفیات تحلیل کند. این نظریه با معرفی جوهر اشیاء به‌عنوان اساس، در رویکردی تجربه‌گرایانه کیفیات را معرفی کرده و تبیینی از اشیاء‌ انضمامی ارائه می‌کند. در مقابل، نظریه دسته‌ای از منظری وجودشناختی با انکار اساس، اشیاء انضمامی را صرفاً تشکیل شده از کیفیات می‌داند و فرایند دسته (خوشه) شدن این کیفیات را تبیین کرده است. این نوشتار درصدد است ضمن تشریح این دو نظریه و داوری در باب استدلال‌های آن‌هل علیه یکدیگر، به‌نحو ضمنی نشان دهد فیزیک جدید نه تنها در فرض هستنده‌های نامشهود برای تبیین ساختار وجودی اشیاء انضمامی به فلسفه نیاز دارد بلکه این علم برای فراتر رفتن از سطح کیفیات و پدیدارها و استفاده از مفاهیم تخصصی خود برای ارائة تصویری جهان پیرامون، به فلسفه نیاز دارد.

کلیدواژه‌ها [English]

  • جوهر
  • اساس
  • شیء‌انضمامی
  • کیفیات
  • نظریه اساس‌
  • نظریه دسته‌ای
CAPTCHA Image